روش های مختلف کنترل میکروارگانیسم های بیماری زا در خوراک طیور
روش های مختلف کنترل میکروارگانیسم های بیماری زا در خوراک طیور
خوراك يك ناقل عمده ي بالقوه براي انتقال ميكروارگانيسم ها به بدن طيور محسوب مي شود. در سالهاي اخير بررسي هاي دقيقي در ارتباط با آلودگي هاي باكتريايي توليدات طيور بعمل آمده است.
سالمونلا در خوراك طيور:
باكتري سالمونلا در همه جا يافت شده و داراي سروتيپ هاي متفاوتي است . سالمونلا از دو طريق صنعت پرورش طيور را تهديد مي كند؛ بطوريكه از يك سو موجب بروز بيماري در پرنده شده و از سوي ديگر بطور بالقوه باعث ايجاد مسموميت غذايي در انسان مي شود. بيماري سالمونولوز در طيور توسط انواع سالمونولوز تيفيموريوم، سالمونولوز پولوروم، سالمونولوز انتريديتيس يا سالمونولوز گاليناروم (تيفوئيد) ايجاد مي شود. مقدار بار ميكروبي سالمونلا در منابع پروتئيني حيواني نسبت به منابع گياهي بالاتر بوده است.Allred و همكاران (1967) 13000 نمونه از 700 كارخانه تهيه دان براي وقوع سالمونلا در آنها مورد بررسي قرار دادند. نتايج حاصله نشان داد كه 5% خوراك هاي طيورنمونه برداري شده براي سالمونلا مثبت بودند، اگرچه ميزان وقوع سالمونلا در محصولات فرعي حيواني، 31% گزارش شد.
Morehouse & Wedman (1961) 59 سروتيپ مختلف سالمونلا را در 700 نمونه از 5700 نمونه اجزاء محصولات فرعي حيواني مورد آزمايش، جدا نمودند. Crane و همكاران (1967 ) در آزمايشي كه در يك كارخانه خوراك دام وطيور انجام دادندنشان دادند كه 2% اجزاء مواد خوراكي وارده به كارخانه داراي سالمونلا هستند. با اين حال وقتي كه پودر گوشت از داده ها حذف شد ، درصد آلودگي به 2 نمونه در 300 نمونه (66/0 درصد) كاهش يافت. در همان زمان اين محققين پيشنهاد نمودند كه تنها راه حل ممكن براي از بين بردن سالمونلا در خوراك، استفاده از جيره هاي غذايي تهيه شده بر اساس منابع پروتئيني گياهي مي باشد؛ در حاليكه امروزه از چنين جيره هايي فقط در شرايط خاصي استفاده مي شود. بنظر مي رسد كه سالمونلا در منابع پروتئيني حيواني مي تواند از طرق مختلفي چون فراوري، ذخيره و انتقال افزايش يابد.در اين رابطه Morris و همكاران (1970) گزارش نمودند كه پودر ماهي اغلب آلوده به سالمونلا مي باشد و حيواناتي نيز كه از آن تغذيه مي كنند آلوده مي شوند. در اين زمينه اين محققين مشاهده نمودند، وقتيكه نمونه هاي تازه ماهي زنده در نقطه مبداٍ عاري از سالمونلا شدند، نمونه هاي پودر ماهي وارده به ايالات متحده امريكا اغلب آلوده به سالمونلا بودند. انها همچنين سالمونلا را از آب كنار اسكله بارگيري پودر ماهي جدا نمودند.
روش هاي متداول كنترل ميكروبي خوراك:
1- پلت نمودن همراه با بخار دهي (steam pelleting)
مواد خوراكي پلت شده بار ميكروبي پايين تري نسبت به خوراك هاي آسياب شده آردي دارند؛ در نتيجه تحقيقات قابل ملاحظه هاي در مورد پلت كردن به عنوان يك روش كنترلي انجام پذيرفته است. Cox و همكاران (1983) انواع مختلفي از خوراك طيور و اجزا ي تشكيل دهنده ي انها از كارخانه هاي تهيه دان تجاري مورد تجزيه قرار دادند. انتروباكترياسه در 6/100 و 92 درصد نمونه هاي خوراكي آردي و پلت شده موجود بود.سالمونلا در 58% نمونه هاي خوراكي آردي تشخيص داده شد، اما در خوراك هاي پلت شده سالمونلايي جدا و تشخيص داده نشد. با اين وجود ديگر انتروباكتريا ها در خوراك هاي پلت شده يافت شد و اين موضوع پيشنهاد مي كند كه پلت نمودن تجاري خوراك ممكن است تمامي سالمونلا ها را از بين نبرد؛ زيرا مقاومت بعضي از گونه هاي سالمونلا به حرارت، شبيه به ديگر انتروباكتريا هاي يافت شده در خوراك پلت شده مي باشد. Allred و همكاران (1967) گزارش نمودند كه پلت نمودن خوراك طيور باعث كاهش چشمگيري در تعداد سالمونلا شد. از 1813 نمونه خوراك پودري، كرامبل و پلت شده مورد آناليز ،بترتيب، 29/6 % ، 28/3 % و 7/0 % آنها براي سالمونلا ها مثبت بودند. Jonse (1990)ميزان 30 تا 50 درصد سالمونلا مثبت را براي منابع پروتئيني حيواني در مقايسه با 20% در ديگر اجزاي خوراكي گزارش نمود.در تاييد اثرات پلت نمودن در حذف سالمونلا از خوراك، گزارش شد كه وقوع سالمونلا در خوراك هاي پلت شده و آردي بترتيب 7 و 35 درصد بود.Hobbs (1963) متد هاي مختلفي را براي كنترل سالمونلا در خوراك هاي آلوده مورد بحث و بررسي قرار داد.اگرچه حرارت دادن پروتئين هاي حيواني باعث كاهش سالمونلا شد ولي آلودگي مجدد به اين باكتري از اصلي ترين مشكلات اين روش كنترلي بود.McCapes و همكاران (1989) نشان دادند كه پلت نمودن همراه با بخار تاثير 100 درصدي عليه E.coli و گونه هاي سالمونلا دارد،اگرچه تيمار نمودن خوراك در دماي 5/87 درجه سلسيوس بمدت 1/4 دقيقه عاملي در ارتباط با پايداري مواد مغذي خوراك مي باشد.Cox و همكاران (1983) نتيجه گرفتند كه اين روش و ديگر روش هاي حرارتي باعث حذف تعداد كمي از سالمونلا ها در خوراك مي شوند و بايستي روش هاي مؤثرتري براي اين منظور توسعه داده شود.
2- تركيبات پروبيوتيك:
پروبيوتيك
ها موجودات زنده اي هستند كه به تحريك رشد باكتري هاي مفيد روده و يا به
كاهش بيماريزايي ميكروب هاي مضر كمك مي كنند و مكانيسم عمل آنها متكي به
جايگزيني و زنده ماندن آنها در دستگاه گوارش است.
پروبيوتيك ها را مي
توان به دو دسته عمده: كشت هاي ميكروبي زنده و محصولات تخمير ميكروبي تقسيم
نمود.اغلب تحقيقات روي گونه هاي لاكتوباسيل، باسيلوس سوبتيليس و برخي گونه
هاي استرپتوكوكوس متمركز شده است. مكانيسمهاي زير براي پروبيوتيك ها
پيشنهاد شده است: 1) تغيير مفيد جمعيت ميكروبي روده با كاهش E.coli
2) توليد لاكتات كه در نتيجه آن pH روده تغيير مي كند. در اين رابطه كاهش
pH روده باعث توقف رشد برخي از ميكروارگانيسم هاي حساس مانند سالمونلا مي
شود 3) توليد مواد شبه آنتي بيوتيكي 4) كاهش رها شده مواد سمي در روده (از
طريق كاهش E.coli).
3- اسيد هاي آلي:
اسيد هاي الي مانند اسيد پروپيونيك و فرميك هم قادرند مانع از رشد كپك ها و قارچ ها در مواد خوراكي شوند و هم مي توانند باعث از بين بردن باكتري سالمونلا شوند در خوراك پيش از استفاده توسط پرنده شوند. (Izat & Waldroup 1989) نشان دادند كه افزودن اسيد هاي آلي به جيره طيور مي تواند باعث كاهش سالمونلا (نه حذف آن) در روده جوجه ها شود. Vanderwal (1979) گزارش نمود كه آلودگي زدايي خوراك طيور از سالمونلا مي تواند از طريق پلت نمودن خوراك در دما و رطوبت مناسب و همچنين بوسيله ي افزودن 9/0 درصد اسيد فرميك به جيره انجام گيرد. Phelps (1989) طي تحقيقي نتيجه گرفت كه مخلوطي از اسيد هاي آلي افزوده شده به جيره باعث حذف سالمونلاي پودر گوشت در مدت 3 روز شد. John و همكاران (1989) نشان دادند كه افزودن 25/0 درصد اسيد پروپيونيك به جيره طيور مي تواند باعث كاهش واحد هاي تشكيل دهنده ي كلوني در كمتر از 72 ساعت شود، اگرچه با استفاده از غلظت هاي بالاتر اين اسيد آلي مي توان در مدت كمتري (2 ساعت) بار ميكروبي را پايين آورد. در جيره هاي داراي بار ميكروبي بالا،غلظت هاي بالاتر اسيد پروپيونيك (75/0 درصد) براي كاهش ميزان سالمونلا در مدت 24 ساعت ضروري است، حتي با وجود استفاده از غلظت 1% اسيد پروپيونيك در جيره، كلني هاي فراواني از سالمونلا پس از گذشت 2 ساعت در خوراك موجود بود.از اينرو تيمار نمودن خوراك با اسيد آلي جهت كاهش سالمونلا فقط تا زماني مؤثر بنظر مي رسد كه خوراك بتواند تا مدتي پس از فرآوري نگهداري شود كه در عمل اين شرايط هميشه در كارخانه هاي تجاري تهيه خوراك وجود ندارد.
عوامل مهمي كه رشد كپك و قارچ را در انبار تحت تاثير قرار مي دهد ، حرارت و رطوبت هستند. در درجه حرارت بالاتر شانس بيشتري براي رشد كپك وجود دارد. ليكن، رشد كپك در رطوبت كمتر از 14 تا 15 درصد بندرت اتفاق مي افتد. بدون شك بهترين راه براي كنترل رشد كپك در دانه ها يا مخلوط هاي جيره ، محدود نمودن رطوبت قابل دسترس براي ميكروب ها مي باشد. كپك و قارچ ها در محيطي كه رطوبت آن كمتر از 13 درصد باشد رشد نمي كنند. در موارديكه كنترل رطوبت غله يا جيره مخلوط شده از لحاظ عملياتي مشكل است، مي توان با استفاده از تركيبات ممانعت كننده ي رشد كپك در جيره از رشد آن جلوگيري نمود يا رشد آنرا به تعويق انداخت. بسياري از ممانعت كننده ها از اسيد هاي آلي نظير پروپيونيك يا استيك تشكيل شده اند. اضافه نمودن اين اسيد ها تا ميزان 25/0 درصد جيره، pH جيره را كاهش داده و از رشد كپك جلوگيري مي كند. اعلب اسيد ها مؤثر هستند و اثر آنها تا زمانيكه اسيد بخار نشود باقي مي ماند.از آنجاييكه سنگ آهك و فسفات ها با تشكيل پروپيونات كلسيم به عنوان بافر هاي طبيعي عمل مي كنندو خاصيت ضد قارچي اسيد را شديداٌ كاهش مي دهند، لازم است كه هنگام استفاده مقادير بالاي سنگ آهك در جيره هاي مرغ هاي تخمگذار، از اسيد هاي آلي بيشتري نسبت به جيره هاي كم كلسيم جوجه هاي گوشتي به عنوان ضد قارچ استفاده نمود.
4- تركيبات آلومينوسيليكاتي:
در حاليكه تركيبات ضد قارچ و اسيد هاي آلي مي توانند در كنترل رشد كپك در جيره كمك كنند، اما هيچ تاثيري بر سموم قارچي موجود در جيره ندارند.غير فعال نمودن اين تركيبات پيچيده تقريباٌ غير ممكن است، اگر چه توانايي هايي براي باند كردن آنها به حامل هاي غير قابل هضمي كه بدون تغيير از مجراي گوارش عبور كنند ، وجود دارد. شايد شناخته شده ترين ماده جذاب زغال فعال باشد. گزارش شده است كه بكارگيري 200 گرم آن در هر تن جيره در از بين بردن اثرات سمي آفلاتوكسين تا سطح 500 قسمت در بيليون موثر است.امروزه تمايل زيادي به آلومينوسيليكات هاي مختلف و محصولات رس – لوم وجود دارد كه ساختمان شيميايي انها اجازه ي گير انداختن آفلاتوكسين و شايد ساير سموم قارچي را مي دهد. اين تركيبات به عنوان مواد ضد كلوخه شدن و پلت چسپان استفاده شده اند ، اما امروزه كاربرد انها به عنوان يك ماده ي جاذب سموم قارچي شناخته شده است. اضافه نمودن 5/0 تا 2/1 % آلومينوسيليكات و محصولات رس، سميت تا 3 قسمت در ميليون آفلاتوكسين و 8 تا 10 قسمت در ميليون سم تريكوتسن T2 را كاهش مي دهد.
5- دوددهي(fumigation)
دوددهي بطور جدي براي كنترل ميكروبي خوراك طيور مورد ملاحظه قرار نگرفته است.Hobbs (1963) در مورد طول اثر دوددهي خوراك با اكسيد اتيلن بحث نمود.در حاليكه دوددهي ممكن است براي تعدادي از اجزاي مواد خوراكي مؤثر باشد،اما مشكل مربوط به اثرات سمي بقاياي اتيلن گليكول نيز وجود دارد.اين محقق همچنين نقايص مربوط به دود دادن خوراك با دانه هاي درشت (فليك ها و پلت ها) و عدم نفوذ گاز به عمق دان را متذكر شد.
ضد عفوني نمودن خوراك با استفاده از گاز فرمالدئيد طي عمل دود دادن باعث حذف آلودگي سالمونلا و كاهش بار ميكروبي توليد شد. نتايج نشان داد كه افزودني هاي شيميايي تاثير معني داري در كنترل آلودگي سالمونلايي نداشتند؛ در حالي كه دوددهي با گاز فرمالدئيد به مدت 20 دقيقه باعث حذف سالمونلا ها تا عمق 91/1 سانتي متري دان بدون تاثير بر خوشخوراكي و يا ارزش بيولوژيكي خوراك براي جوجه هاي گوشتي، شد.در يك ميكسر در حال مخلوط كردن دان، دود دادن با گاز فرمالدئيد سالمونلاها را تا عمق مؤثر 5 سانتي متري دان در مدت 5 دقيقه از بين برد. Snoeyenbos(1979) & Smyser 12 تركيب مختلف را به عنوان آنتاگونيست هاي سالمونلا مورد بررسي قرار دادند. اگرچه جمعيت سالمونلا در ابتدا در حضور چندين افزودني كاهش يافت ، اما هيچ كدام از اين تركيبات به استثناي محلول فرمالدئيد در سطوح بيشتر از 1/0 درصد در كنترل و جلوگيري از سالمونلا مؤثر واقع نشد.
6- متيل برميد:
سالمونلا ها ي موجود در خوراك طيور را مي توان از طريق در معرض دود متيل برميد قرار دادن آنها در يك زمان و غلظت مناسبي (800 ميلي گرم در ليتر در دماي 25 درجه سلسيوس بمدت 20 ساعت) ازبين برد. جوجه هايي كه به آنها خوراك دود داده شده با متيل برميد داده شد عاري از سالمونلا بودند.Griffiths و همكاران (1978) جوجه هاي گوشتي را با يك جيره شاهد و جيره هاي تيمار شده با دود متيل برميد در سطح 69 و 25 درصد بالاي سطح پيشنهاد شده ي mg-h/litre 800 تغذيه نمودند، نتايج حاصله نشان داد كه استفاده از اين سطوح بالاي متيل برميد باعث ايجاد اثرات مضري در طعم و مزه ي گوشت جوجه هاي كبابي در مقايسه با جوجه هاي گروه شاهد مي شود، اما رشد جوجه هاي گوشتي تحن تاثير تيمار قرار نگرفت. Cooper و همكاران (1978) بمنظور حذف سالمونلا ها از خوراك، مرغ ها را از همان زمان تفريخ جوجه با دان دود داده شده با متيل برميد در سطوح 800 و 1200 mg-h/litre تغذيه نمودند. نتايج نشان داد كه وزن بدن، وزن يا تعداد تخم مرغ بطور معهي داري تحت تاثير تيمارها قرار نگرفتند. شواهدي دال بر وجود يك اثر معكوس بر طعم تخم مرغ گروه هايي كه با دان دود داده شده تغذيه شدند در مقايسه با گروه شاهد وجود داشت.
7- استفاده از قند ها در جيره طيور:
از آنجاييكه سالمونلا ها از پل هاي قندي براي چسپيدن به ديواره روده استفاده مي كنند، لذا از چنين قندهايي در جيره طيور بمنظور اشباع نمودن مكان هاي اتصال سالمونلا ها در ديواره روده و متعاقباٌ امتناع از اتصال كمپلكس قند – سالمونلا استفاده مي شود. قند هاي مختلفي ممكن است در تكتير ميكروفلوراي مختلف روده پرنده دخالت داشته باشند. مونوساكاريد 6 كربنه مانوز بنظر مي رسد كه مؤثرتري قند در اين زمينه باشد. مطالعات آزمايشگاهي اخير پيشنهاد مي كند كه استفاده از د- مانوز در جيره از چسبيدن سالمونلا تيفيموريوم به ديواره روده جوجه هاي يك روزه و مدفوع جوجه هاي گوشتي يك هفته ممانعت مي كند Oyofu و همكاران (1989). دكستروز، مالتوز، و سوكروز معمولاٍ اثر سودمندي در اين زمينه ندارند. اثر لاكتوز تقريباٌ يك دوم اثر مانوز مي باشد Oyofu و همكاران (1989). Izat و همكاران (1990) شواهدي را دال بر مشاهده ي سالمونلا در مدفوع و لاشه ي پرندگان جواني كه از آب آشاميدني حاوي مانوز استفاده نمودند، نيافتند.
8- اشعه دهي خوراك:
Ley و همكاران (1969) پيشنهاد نمودند كه استفاده از اشعه (KGy 10 ) باعث
كاهش تعدا گونه هاي سالمونلا از يك ارگانيسم در گرم به يك ارگانيسم در يك
تن خوراك شد. مكانيسم عمل اشعه دهي در كنترل ميكروارگانيسم هاي خوراك از
طريق ايجاد آسيب ژنتيكي بخصوص تغيي در ساختار DNA ميكروارگانيسم مي
باشد.Ley (1972) از اولين كساني بود كه به تفصيل اثرات اشعه دهي را بر
كنترل سالمونلا و ديگر پاتوژن ها در خوراك دام و طيور مورد بررسي قرار داد،
او بيان كرد كه در بعضي از كشورها فراوري جيره ها براي SPF (حيوانات عاري
ار عامل پاتوژن خاص)و حيوانات عاري از ميكرب با استفاده از دز اشعه دهي KGy
50-10 متداول مي باشد. Anonymouse (1971) نمونه هاي خوراكي را با گونه هاي
مختلف سالمونلا تلقيح نمود (آلودگي مصنوعي) و سپس آنها را با استفاده از
سطوح مختلف اشعه دهي تيمار كرد. نتايج خاصله نشان داد كه سطح اشعه KGy 10 ،
بطور مؤثري باعث حذف تعداد 107 سالمونلا و گونه هاي Arizona از خوراك طيور
شد.El-zawahry و همكاران (1985) طي تحقيقي نتيجه گرفتند كه اشعه دهي خوراك
طيور با دز KGy 10 باعث كاهش قابل توجه تعدادي از باكتري ها و نابودي كل
پاتوژن هاي معمول شامل سالمونلا ها مي شود.
Borsa و همكاران (1991) چندين آزمايش بمنظور تعيين پاسخ جوجه هاي لگهورن
جوان به استفاده از جيره هاي اشعه داده شده در سطوح 5 يا 19 KGy انجام
دادند. از ميان 6 آزمايش جداگانه،كه هر يك با استفاده از 480 پرنده اجرا مي
شد،نمونه هاي فراواني از پرندگان تغذيه شده با جيره هاي اشعه داده شده با
سطح 10 KGy، عملكرد مناسبي از خود نشان دادند.در 3 آزمايش از 6 آزمايش
انجام گرفته، پرندگان تغذيه شده با جيره هاي اشعه داده شده در 21 روزگي
سنگين تر بودند كه اين بطور عمده ناشي از افزايش معني دار مصرف خوراك در
انها بود. در 4 آزمايش از 6 آزمايش، پرندگان تغذيه شده با جيره هاي اشعه
داده شده، بازدهي غذايي بهتري از خود نشان دادند.در هيچ يك از آزمايشات
كاهش معني داري در عملكرد پرندگان در اثر اشعه دهي خوراك مشاهده نشد. بطور
خلاصه گزارشي در ارتباط با اثرات مضر اشعه دهي خوراك در عملكرد و ماندگاري
پرنده وجود ندارد.
منبع:
بخش علمی شرکت آرين رشد افزا
گروه دام و طیور
by:kambiz ghotouri